۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه



ابرو و چشم و خال تو

صيد نموده مرغ دل

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه


سينه كرده‌ام بستر تا بر آن بياسايي

۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه


حديث عشق چه حاجت كه بر زبان آريم

به آب ديده خونين نوشته صورت حال

۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه


بر در و ديوار قلبم نوشتم:

ورود ممنوع

عشق آمد و گفت: بيسوادم

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه



دو چشم مست میگونت

ببرد آرام هشیاران

۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه


به زیر زلف دوتا چون گذر کنی بینی

که از یمین و یسارت چه بیقرارانند

۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

من اختیار خود را تسلیم عشق کردم


۱۳۸۸ بهمن ۲۲, پنجشنبه



سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم

اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

چو بگذری قدمی بر دو چشم من بگذار

قیاس کن که منم از شمار خاک درم

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه


اگر مستم، من از عشق تو مستم

بیا بنشین که دل بردی ز دستم